Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شاغر

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑq1er/ تلفظ :‌ [S'Aq1eR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شاغران
  • شاغره
  • ربو شاران
  • روحی شارستانی
  • زلال ساز با شارش بالارو
  • زمین شار
  • شاخص رفتار شارش
  • شادراز
  • شادروان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شاغر. [ غ ِ ] ( ع اِ ) نام گشنی از شتران. ( منتهی الارب ). فحل من آبال العرب. ( اقرب الموارد ). || ( ص ) بلد شاغر؛ بعید من الناصر و السلطان. ( اقرب الموارد ). مکان شاغر؛ جای خالی از مانع و نگهبان. ( ناظم الاطباء ). رجوع به شاغره شود.

فرهنگ فارسی

نام گشنی از شتران یا بلد شاغر

کلمات مرتبط

  • شاغران
  • شاغره
  • ربو شاران
  • روحی شارستانی
  • زلال ساز با شارش بالارو
  • زمین شار
  • شاخص رفتار شارش
  • شادراز
  • شادروان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات