کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه شاشه-کردن | کلماتور
معانی کلمه : شاشه کردن
تلفظ بین المللی :
/ʃˈɑʃeː kˈardan/
تلفظ :
[S'ASe: k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
شاخه دار کردن
شاخه شاخه کردن
شاش کردن
شانه بدل کردن
شانه خالی کردن
شانه کردن
شاه اندازی کردن
شاه بازی کردن
شاه باش کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
شاشه کردن. [ ش َ / ش ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شاش کردن. ( ناظم الاطباء ). آب تاختن. بول کردن. رجوع به شاش کردن شود.
فرهنگ فارسی
شاش کردن تاختن
کلمات مرتبط
شاخه دار کردن
شاخه شاخه کردن
شاش کردن
شانه بدل کردن
شانه خالی کردن
شانه کردن
شاه اندازی کردن
شاه بازی کردن
شاه باش کردن
نظرات