Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سیه

تلفظ بین المللی : /sˈijah/ تلفظ :‌ [s'ijah]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنی
  • سیه بادام
  • سیه بخت
  • سیه بهار
  • سیه بوران
  • سیه تاب
  • سیه تنده تود
  • سیه تندوَزه
  • سیه تود
  • سیه تود بدخیم
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

سیة. [ ی َه ْ ] (ع اِ) سر برگشته ٔ کمان . ج ، سیات . (ناظم الاطباء). خم گوشه ٔ کمان . ج ، سیات . (مهذب الاسماء).
- سیةالقوس ؛ سرهای برگشته ٔ کمان .ج ، سیات . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

سیه. [ ی َه ْ ] ( ص ) مخفف سیاه. ( برهان ). سیاه. اسود. ( ناظم الاطباء ) : مردمانش همه سیهند از گرمی هوای ایشان. ( حدود العالم ).همی ...

فرهنگ عمید

سیاه#NAME?

= سیاه

فرهنگ فارسی

سیاه
( اسم ) سی ثلثین .
سر برگشته کمان . جمع سیات . خم گوشه کمان .

دانشنامه عمومی

سیه (اردبیل). سیه نام روستایی در دهستان اجارود شرقی، بخش موران، شهرستان گرمی، استان اردبیل است که طبق سرشماری نفوس و مسکن مرکز آمار ایران ۳۸ نفر جمعیت دارد.
wiki: سیه (اردبیل)

گویش مازنی

پوشش سقف خانه

/seya/ پوشش سقف خانه

کلمات مرتبط

  • سیه بادام
  • سیه بخت
  • سیه بهار
  • سیه بوران
  • سیه تاب
  • سیه تنده تود
  • سیه تندوَزه
  • سیه تود
  • سیه تود بدخیم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات