معانی کلمه : سیه
لغت نامه دهخدا
سیة. [ ی َه ْ ] (ع اِ) سر برگشته ٔ کمان . ج ، سیات . (ناظم الاطباء). خم گوشه ٔ کمان . ج ، سیات . (مهذب الاسماء).
- سیةالقوس ؛ سرهای برگشته ٔ کمان .ج ، سیات . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
فرهنگ عمید
سیاه#NAME?
= سیاه
فرهنگ فارسی
سیاه
( اسم ) سی ثلثین .
سر برگشته کمان . جمع سیات . خم گوشه کمان .
( اسم ) سی ثلثین .
سر برگشته کمان . جمع سیات . خم گوشه کمان .
دانشنامه عمومی
سیه (اردبیل). سیه نام روستایی در دهستان اجارود شرقی، بخش موران، شهرستان گرمی، استان اردبیل است که طبق سرشماری نفوس و مسکن مرکز آمار ایران ۳۸ نفر جمعیت دارد.
wiki: سیه (اردبیل)
گویش مازنی
پوشش سقف خانه
/seya/ پوشش سقف خانه
