کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سیم-کش | کلماتور
معانی کلمه : سیم کش
تلفظ بین المللی :
/sˈimkeʃ/
تلفظ :
[s'imkeS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
گویش مازنی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
سیم کش هوایی
حسن سیم کش زاده
سیم کشی
سیم کشیدن
سیم کشی کردن
سیم کَشیدن
سیم کشی الکتریکی
ستم کش
کاغذ سمی مگس کش
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
گویش مازنی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
سیم کش . [ ک ُ] (نف مرکب ) (از: سیم ، نقره + کش ، کشنده ، قاتل ). (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). کنایه از مسرف و بوالفضول . (آنندراج ). بسیار خرج کننده . (فرهنگ رشیدی ). متلف سیم . (غیاث اللغات ). کنایه از مردم مسرف و بسیار خرج کننده . (برهان ) : ازپس کنیت سگی چیست بشهر نام مادردکش ملامتی سیم کش قلندری . خاقانی .سیم کشانی که بزر مرده اندسکه ٔ این سیم بزر برده اند. نظامی .سیم کشان کآتش زر کشته انددشمن...
فرهنگ عمید
۱. کسی که سیم های برق یا تلفن یا تلگراف را از جایی به جای دیگر می کشد و مرتب می کند.
۲. (اسم ) [قدیمی] آلتی که زرگر با آن مفتول طلا و نقره می سازد.
فرهنگ فارسی
کنایه از مسرف و بوالفضول . بسیار خرج کننده .
آن که در خرج پول افراط کند مسرف .
گویش مازنی
چوبی که بر روی دیوار خانه گذارند و شاه تیرها بر آن جای گیرد ...
/simkash/ چوبی که بر روی دیوار خانه گذارند و شاه تیرها بر آن جای گیرد
مترادف و متضاد
wirepuller
(اسم)
خیمه شب باز، سیمکش، شخص آب زیر کاه و مرموز
واژه نامه بختیاریکا
( سیم کَش )
از گونه های نازسزا؛ جاکش
کلمات مرتبط
سیم کش هوایی
حسن سیم کش زاده
سیم کشی
سیم کشیدن
سیم کشی کردن
سیم کَشیدن
سیم کشی الکتریکی
ستم کش
کاغذ سمی مگس کش
نظرات