کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سیم-کشی | کلماتور
معانی کلمه : سیم کشی
تلفظ بین المللی :
/simkˈeʃi/
تلفظ :
[simk'eSi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
سیم کشی کردن
سیم کشی الکتریکی
سیم کشیدن
سیم کَشیدن
ستم کشیدن
ستم کشیده
به سیخ کشیدن
بر سیخ کشیدن
کشیده سیما
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
لغت نامه دهخدا
سیم کشی. [ ک ُ ] ( حامص مرکب ) عمل اتلاف کننده و مبذر :
سیم خدا چون بخدا بازگشت
سیم کشی کرد و از آن درگذشت.
نظامی.
آنکه خود را ز رنج و بیم کشی
زرپرستی بود نه سیم کشی.
نظامی.
فرهنگ عمید
شغل و عمل سیم کش.
فرهنگ معین
(کِ ) (حامص . ) ۱ - عمل و شغل سیم کش . ۲ - مجموعة سیم ها و کلید و پریزهایی که به کمک آن ها برق یا تلفن را به نقاط مختلف ساختمان یا دستگاه می رسانند.
فرهنگ فارسی
عمل و شعل سیمکش .
فرایندی که در آن، مفتول یا میلگرد از درون قالب یا حدیده کشیده و به سیم تبدیل شود
مترادف و متضاد
wiring
(اسم)
سیمکشی
فرهنگستان زبان و ادب
{wire drawing} [مهندسی مواد و متالورژی] فرایندی که در آن، مفتول یا میل گرد از درون قالب یا حدیده کشیده و به سیم تبدیل شود
کلمات مرتبط
سیم کشی کردن
سیم کشی الکتریکی
سیم کشیدن
سیم کَشیدن
ستم کشیدن
ستم کشیده
به سیخ کشیدن
بر سیخ کشیدن
کشیده سیما
نظرات