Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سگ

تلفظ بین المللی : /sˈaɡ/ تلفظ :‌ [s'ag]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش اصفهانیگویش بختیاریمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • سگ ابی
  • سگ انگور
  • سگ باز
  • سگ بستک
  • سگ بچه
  • سگ توله
  • سگ جان
  • سگ جانی
  • سگ جگر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش اصفهانیگویش بختیاریمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

سگ. [ س َ ] ( اِ ) پهلوی «سک » ( لغت جنوب غربی )، پارسی باستان «سکا» = ایرانی باستان «سپکا» ( هرودتس «سپاخا» را در زبان مادی به معنی ( سگ ) آورده است ). آریایی «سوآ-کا» سانسکریت «سون » و نیز در پهلوی «سگ » . ارمنی «شن » . کردی «سه » ( سینان ) ( سگ ) جمع «سان » «سئیان » . افغانی «سپی » . کاشانی «اسبه » و «اسپه » . تالشی «سیپه » و رجوع کنید به هوبشمان. گیلکی «سیگ » . سمنانی «اسپا» . سنگسری «آئسبه » ...

فرهنگ عمید

پستانداری اهلی از راستۀ گوشت‌خواران با حس شنوایی و بویایی بسیار قوی که برای پاسبانی خانه، نگهبانی گله، کمک به شکارچیان و عملیات جستجو از آن استفاده می‌شود.
⟨ سگ آبی: (زیست‌شناسی) = بیدستر
⟨ سگ هرزه‌مَرَس:
۱. سگی که به همه‌کس حمله کند و همه را گاز بگیرد؛ سگ ولگرد.
۲. [مجاز] کسی که بی‌سبب با دیگران در‌بیفتد و مردم‌آزاری کند.

پستانداری اهلی از راستۀ گوشت خواران با ...

فرهنگ معین

(سَ ) [ په . ] (اِ. ) پستانداری از راستة گوشتخواران که سردستة تیرة خاصی به نام سگ سانان می باشدو دارای نژادهای مختلف است که تاکنون ۲٠٠ نژاد از آن شناخته شده ، شامة وی بسیار قوی است و در کارهای مختلف خدمات با ارزشی به انسان می کند. ، ~ صاحبش را نشناختن کن
(سَ) [ په . ] (اِ.) پستانداری از راستة گوشتخواران که سردستة تیرة خاصی به نام سگ سانان می باشدو دارای نژادهای مختلف ا...

دانشنامه آزاد فارسی

سگ (dog)25183900-2.jpgیکی از گونه های تیرۀ سگ سانان، یعنی خانوادۀ گرگ ها، شغال ها، کایوت ها، و روباه ها. سگ اهلی از گرگ منشأ گرفته است. سگ ها برای اولین بار حدود ۱۴هزار سال پیش اهلی شدند و با انسان ها به تمام کشورها مهاجرت کردند. پاهای سگ ها کشیده و پنجه رو است. پاهای جلویی پنج انگشت و پاهای عقبی چهار انگشت دارد. برعکس گربه ها، ناخن هایشان قابل جمع شدن نیست. سر آن ها کوچک و پوزه شان نوک تیز است، ا...

فرهنگ فارسی

۱ - پستانداریست از راسته گوشتخواران که سر دسته تیره خاصی به نام تیره سگ سانان میباشد . این جانور اهلی و دارای دندانهای آسیای قوی است ولی برخلاف گربه چنگالهایش کند و همیشه آشکار است . سگ دارای نژادهای مختلف است و تا کنون در حدود ۲٠٠ نژاد آن شناخته شده که در کارهای مختلف خدمات ذی قیمتی به انسان میکنند . شامه وی بسیار قوی است و از رد پا و بویی که شکار از خود باقی میگذارد محل شکار را پیدا میکند . به م...

دانشنامه عمومی

«سگ شدن» کنایه از بداخلاق شدن و تنگ شدن خُلق.

س ُ گ(در گویش دماوندی):خُل (آب بینی بویژه هنگامی که روان باشد)، به کسی هم که اینگونه باشد میگویند سُگِن همانند خُلِن

سگ (نام علمی: Canis lupus familiaris) زیرگونهٔ اهلی گرگ ها و پستانداری از راستهٔ سگ سانان است. سگ نخستین جانوری است که به دست انسان اهلی شد. سگ ها از متنوع ترین جانوران زمین هستند که میراث چند هزار سال مداخله انسان در روند جف...

نقل قول

سگ (نام علمی: Canis Familiaris) یکی از پستانداران از راستهٔ سگ سانان است. سگ دست کم از ۱۴٬۰۰۰ سال پیش و بنا به شواهدی تازه از ۱۵۰٬۰۰۰ سال پیش اهلی شده است.• «از سگ جونی مثل هفت جوش است.»• «از سه چیز باید حذر کرد، دیوار شکسته، سگ درنده، زن سلیطه.»• «استخوان، قوم و خویش سگ است و سگ، قوم وخویش استخوان.»• «بستن سنگ و گشودن سگ.»• «به بهلول گفتند: ریش تو بهتر است یا دم سگ؟ گفت: اگر از پل جستم ریش من و گ...

گویش اصفهانی

تکیه ای: kuya
طاری: köva
طامه ای: kuɹa / kuɹe / kuwa
طرقی: köya
کشه ای: köva
نطنزی: kuya

گویش بختیاری

سگ.

مترادف و متضاد

تازی، کلب ≠ گربه

tike (اسم)کودک، سگ، ادم خام دست و بی تجربهdoggy (اسم)سگک، سگ، سگ کوچولوdog (اسم)گیره، سگ، سگ نر، میله قلابدارtyke (اسم)کودک، طفل، سگ، بچه شیطان و موذی، ادم خام دست و بی تجربه، ادم خام دست...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] سگ یکی از حیوانات معروف است که دارای انواع مختلف می باشد. عنوان یاد شده در بابهای طهارت، صلات، حج، تجارت، اجاره، وقف، وصیت، اطعمه و اشربه، لقطه، قصاص و دیات به کار رفته است.همه انواع سگ- جز نوع دریایی آن حتی اجزای فاقد حیات آن همچون مو و ناخن و نیز رطوبتهای بدنش از قبیل آب دهان و بینی نجس و غیر قابل تطهیر و تذکیه است. سگ دریایی بنابر قول مشهور پاک است. پاک کردن ظرفی که سگ لیسیدهبرای تطه...

واژه نامه بختیاریکا

جَم خَوس؛ نُها میمُو رَو؛ سَی ناس؛ هووه پا

کلمات مرتبط

  • سگ ابی
  • سگ انگور
  • سگ باز
  • سگ بستک
  • سگ بچه
  • سگ توله
  • سگ جان
  • سگ جانی
  • سگ جگر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات