Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سپاره

تلفظ بین المللی : /sepˈɑreː/ تلفظ :‌ [sep'ARe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سباره
  • سبعه ٔ سیاره
  • ستاره
  • ستاره آبیان
  • ستاره ای
  • ستاره بار
  • ستاره باران
  • ستاره تاب
  • ستاره حشم
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سپاره . [ س َ رَ / رِ ] (اِ) سنگی را گویند که فسان سازند یعنی کارد و شمشیر بدان تیز کنند. (آنندراج ) (برهان ). سنباده . (الفاظ الادویه ).

سپاره . [ س ِ رَ / رِ ] (اِ مرکب ) سی پاره است و آن یک جزو باشد از سی جزو کلام خدا. (برهان ) (جهانگیری ) (آنندراج ) : هر سقطی بعهد تو لاف هنر زند ولی زند مغان کجا رسد بر ورق سپار...

فرهنگ فارسی

سنگی را گویند که فسان سازند یعنی کارد و شمشیر بدان تیز کنند سنباده

کلمات مرتبط

  • سباره
  • سبعه ٔ سیاره
  • ستاره
  • ستاره آبیان
  • ستاره ای
  • ستاره بار
  • ستاره باران
  • ستاره تاب
  • ستاره حشم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات