Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سوق دادن

تلفظ بین المللی : /sˈoq1 dˈɑdan/ تلفظ :‌ [s'oq1 d'Adan]
فرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • سو دادن
  • سود دادن
  • سور دادن
  • از این سو بان سو حرکت دادن
  • سوق الخمیس دادس
  • سوق
  • سوق الامیر
  • سوق الثلاثا
  • سوق الجیش
فرهنگ فارسیمترادف و متضاد

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - راندن ( مطلقا ) . ۲ - راندن چارپایان . یا سوق کلام ( حدیث ) نقل کلام بیان حدیث .

مترادف و متضاد

وادار کردن، واداشتن، مجبور کردن

به حرکت‌درآوردن، راندن، کشاندن، هدایت کردن

۱. به حرکتدرآوردن، راندن، کشاندن، هدایت کردن
۲. وادار کردن، واداشتن، مجبور کردن

activate (فعل)فعال کردن، کنشور کردن، به فعالیت پرداختن، تخلیص کردن، سوق دادن، بکار انداختنpropel (فعل)بردن، سوق دادن، حرکت دادن، بجلو راندن، پیش راندنlead (فعل)بردن، سوق دادن، رهبری کردن، راهنمایی کردن، هدایت کردن، سرب پو...

کلمات مرتبط

  • سو دادن
  • سود دادن
  • سور دادن
  • از این سو بان سو حرکت دادن
  • سوق الخمیس دادس
  • سوق
  • سوق الامیر
  • سوق الثلاثا
  • سوق الجیش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات