سوق . [ س َ وَ ] (ع مص ) خوب ساق شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || (اِمص ) خوبی ساق . (منتهی الارب ).
جای خریدوفروش کالا؛ بازار.
۱. راندن.
۲. راندن چهارپا.
۳. [مجاز] جهت دادن؛ راهنمایی و هدایت.
(سَ) [ ع . ] (مص م .) راندن .
[ ع . ] (اِ.) بازار؛ ج . اسواق .
بازار، بازارچه، تیمچه، راسته، اعزام، گسیل