کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سوا-کرده | کلماتور
معنی کلمه : سوا کرده
تلفظ بین المللی :
/savˈɑ kˈardeː/
تلفظ :
[sav'A k'aRde:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سوا کردن
سا کِردَه
کرده سرا
سواد روشن کردن
سواد کردن
سوار کردن
سوار کشتی کردن
سوال کردن
سوت کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
selected
(صفت)
منتخب، سوا کرده
کلمات مرتبط
سوا کردن
سا کِردَه
کرده سرا
سواد روشن کردن
سواد کردن
سوار کردن
سوار کشتی کردن
سوال کردن
سوت کردن
نظرات