کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سوت-کردن | کلماتور
معانی کلمه : سوت کردن
تلفظ بین المللی :
/sˈuːt kˈardan/
تلفظ :
[s'u:t k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
رو سخت کردن
سبلت سست کردن
سوا کردن
سخت کردن
سوخت گیری کردن 1
سوخت گیری کردن 2
سود کردن
سنت کردن
عنان سست کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سوت کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) افکندن دولک بجایی نادسترس. دولک را جایی نادسترس پرتاب کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ). افکندن چیزی به خانه همسایگان یا جایی ناشناس که دوباره نتوان یافت یا بصعوبت توان یافت. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ معین
(کَ دَ ) (مص م . ) (عا. ) پرت کردن ، چیزی را به جای دوری انداختن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - پرت کردن انداختن چیزی را از جایی . ۲ - محو کردن نابود کردن .
کلمات مرتبط
رو سخت کردن
سبلت سست کردن
سوا کردن
سخت کردن
سوخت گیری کردن 1
سوخت گیری کردن 2
سود کردن
سنت کردن
عنان سست کردن
نظرات