سوا. [ س َ ] (اِ) جدا. سیوا [ در لهجه ٔ خراسانی ] . رجوع به سوا کردن شود.
سُوا - فردا
جدا جداگانه
روستایی از ناییج نور
منتزع، وا، جدا
برابر، معادل، یکسان
بجز، جدااز، جداگانه، جز، علیحده، غیراز
۱. بجز، جدااز، جداگانه، جز، علیحده، غیراز
۲. منتزع، وا، جدا
۳. برابر، معادل، یکسان