کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سنوت | کلماتور
معانی کلمه : سنوت
تلفظ بین المللی :
/sˈonuːt/
تلفظ :
[s'onu:t]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سنؤتیهم
سبوت
ستوت
سطوت
سپهر سطوت
ساوتکین
سلوت
سموت
سنات
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
سنوت. [ س َن ْ نو ] ( ع اِ )مسکه. || پنیر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). || شهد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). انگبین. ( مهذب الاسماء ). عسل. ( اقرب الموارد ). || نوعی از خرما. ( از منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || شیره سطبر از هر چیزی. || رازیانه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || زیره. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( مهذب الاسماء ).- رجل سنوت ؛ مرد بدخلق.( اقرب الموارد )....
فرهنگ فارسی
مسکه پنیر شهد نوعی از خرما
کلمات مرتبط
سنؤتیهم
سبوت
ستوت
سطوت
سپهر سطوت
ساوتکین
سلوت
سموت
سنات
نظرات