کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سلوت | کلماتور
معانی کلمه : سلوت
تلفظ بین المللی :
/sˈoluːt/
تلفظ :
[s'olu:t]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
انجمن ماشین سازی سلوت
اچ ام اس سلوت
سلوتسک
سلوتسکوگن
سلوته توپو سوم
سنت ماریا دلا سلوته
سبوت
ستوت
سطوت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
سلوت. [ س َل ْ وَ ] ( ع اِمص ) بیغمی. ( غیاث ) ( دهار ) ( آنندراج ). خرسندی. ( دهار ) ( مهذب الاسماء ). سلوة اسم است از تسلی. ( منتهی الارب ) : نه ز دولت نظری خواهم داشت نه ز سلوت اثری خواهم داشت.خاقانی.بخوان سلوتم بنشاند و خوان حاجت نبود آنجاکه اشکم چون نمک بود و رخ زرین نمکدانش.خاقانی.شد سیاهی دیده دولت سپیدشد سپیدی چهره سلوت سیاه.خاقانی.چون دری میکوفت او از سلوتی عاقبت دریافت روزی خلوتی.مولوی (...
فرهنگ عمید
۱. خرسندی، شادی، خوشی.
۲. فراخی عیش.
۳. آرامش خاطر.
فرهنگ معین
(سَ وَ ) [ ع . سلوة ] (اِمص . ) ۱ - شادی ، خوشی . ۲ - آرامش خاطر.
فرهنگ فارسی
خرسندی، شادی، خوشی، فراخی عیش، آرامش خاطر
۱ - شادی خوشی شادمانی . ۲ - تسلی .
مترادف و متضاد
۱. آرامش خاطر، تسلی
۲. خرسندی، شادی، خوشی، شادکامی
کلمات مرتبط
انجمن ماشین سازی سلوت
اچ ام اس سلوت
سلوتسک
سلوتسکوگن
سلوته توپو سوم
سنت ماریا دلا سلوته
سبوت
ستوت
سطوت
نظرات