کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سنجیدگی | کلماتور
معانی کلمه : سنجیدگی
تلفظ بین المللی :
/sˌandʒidˈeɡi/
تلفظ :
[s,andZid'egi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سنجیدنی
سنجندگی
رنجیدگی
ساییدگی
ساییدگی پیستون
سنجدی
سنجید
سنجیدن
سنجیده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
سنجیدگی. [ س َ دَ / دِ ] ( حامص ) حالت و چگونگی سنجیده. || پختگی. || وزنة. ( منتهی الارب ). رجوع به سنجیده و سنجیدن شود.
فرهنگ عمید
۱. سنجیده بودن.
۲. آزمودگی.
فرهنگ فارسی
حالت و چگونگی سنجیده . یا پختگی
مترادف و متضاد
متانت، وقار ≠ ناسنجیدگی
۱. متانت، وقار ≠ ناسنجیدگی
۲. دانایی، فهمیدگی ≠ ناسنجیدگی
کلمات مرتبط
سنجیدنی
سنجندگی
رنجیدگی
ساییدگی
ساییدگی پیستون
سنجدی
سنجید
سنجیدن
سنجیده
نظرات