کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه رنجیدگی | کلماتور
معانی کلمه : رنجیدگی
تلفظ بین المللی :
/rˌandʒidˈeɡi/
تلفظ :
[R,andZid'egi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
رسیدگی
رسیدگی شدن
رسیدگی نمودن
رسیدگی کردن
رمیدگی
رنجگی
رنجیدن
رنجیده
رنجیده شدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
رنجیدگی. [ رَ دَ / دِ ] ( حامص ) رنج دیدگی. تعب دیدگی. رنجش. || دلتنگی. آزردگی خاطر. دلگیری. ( ناظم الاطباء ) : اگر خواهی از رنجیدگی دور باشی آنچه نرود مران. ( قابوسنامه ). || اندوه. ملالت. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
رنج دیدگی تعب دیدگی رنجش
مترادف و متضاد
آزردگی، تاذی، رنجش، کدورت، نژندی
displeasure
(اسم)
رنجش، صدمه، نارضایتی، ناخشنودی، رنجیدگی
grump
(اسم)
رنجیدگی
کلمات مرتبط
رسیدگی
رسیدگی شدن
رسیدگی نمودن
رسیدگی کردن
رمیدگی
رنجگی
رنجیدن
رنجیده
رنجیده شدن
نظرات