Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سست مهار

تلفظ بین المللی : /sˈost mahˈɑr/ تلفظ :‌ [s'ost mah'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • سستمهر
  • سست
  • سست اذعان
  • سست اندام
  • سست بازو
  • سست بخت
  • سست بنیاد
  • سست بینایی
  • سست رأیی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

سست مهار. [ س ُ م َ ] ( ص مرکب ) کنایه از رام و مطیع بودن. ( برهان ) ( آنندراج ). مطیع و رام و فرمانبردار. ( ناظم الاطباء ) : با مرادت سپهر سست مهاربا حسودت زمانه سخت لگام.انوری. || کنایه از مردم بی استعداد و ناقابل. ( برهان ) ( آنندراج ). ناقابل و بی استعداد. || ابله و احمق. ( ناظم الاطباء ). || بیهوده گو. ( غیاث اللغات ). || بیهوده گر.( غیاث اللغات ). || بی قید و بند :خواجگان بوده اند پیش از ماد...

فرهنگ فارسی

کنایه از رام ومطیع بودن . مطیع و رام و فرمانبردار . یا کنایه از مردم بی استعداد و ناقابل .

مترادف و متضاد

tame (صفت)اهلی، خو گرفته، رام، بی روح، بی مزه، سست مهارtractable (صفت)سر براه، نرم، سربزیر، رام کردنی، سست مهار، رام شوtamed (صفت)سست مهارtamed down (صفت)سست مهار...

کلمات مرتبط

  • سستمهر
  • سست
  • سست اذعان
  • سست اندام
  • سست بازو
  • سست بخت
  • سست بنیاد
  • سست بینایی
  • سست رأیی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات