کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سست-عهد | کلماتور
معانی کلمه : سست عهد
تلفظ بین المللی :
/sˈost ˈaːhd/
تلفظ :
[s'ost 'a:hd]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
عهد الست
با عرف و عادت و سنت وفق دادن
سستعهد
عادت های قدیمی سخت از سر می افتند
سست
سست اذعان
سست اندام
سست بازو
سست بخت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سست عهد. [ س ُ ع َ] ( ص مرکب ) بی وفا. که زود پیمان بگسلد :
سعدیا عاشق صادق ز بلا نگریزد
سست عهدان ارادت بملامت برمند.
سعدی.
قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد
سست عهدی که تحمل نکند بار جفا را.
سعدی.
فرهنگ فارسی
بی وفا . که زود پیمان بگسلد
کلمات مرتبط
عهد الست
با عرف و عادت و سنت وفق دادن
سستعهد
عادت های قدیمی سخت از سر می افتند
سست
سست اذعان
سست اندام
سست بازو
سست بخت
نظرات