کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سرجون | کلماتور
معنی کلمه : سرجون
تلفظ بین المللی :
/sardʒˈuːn/
تلفظ :
[saRdZ'u:n]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
سرجون بن منصور رومی
سرجون رومی
ساجون
سرون
سراوند
سرجان
سرجنبان
سرجنگلبان
سرجنگلدار
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
سرجون. [ س َ ] ( اِخ ) ابن منصوربن الرومی. در زمان حکومت معاویةبن ابی سفیان و یزیدبن معاویه متقلد وزارت بود. ( دستورالوزراء ص 20 ). رجوع به صبح الاعشی ج 1 ص 40 و مجمل التواریخ ص 297 و 299 و تاریخ اسلام چ دانشگاه ص 153 و 155 شود.
کلمات مرتبط
سرجون بن منصور رومی
سرجون رومی
ساجون
سرون
سراوند
سرجان
سرجنبان
سرجنگلبان
سرجنگلدار
نظرات