Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سر تابیدن

تلفظ بین المللی : /sˈar tˈɑbidˌan/ تلفظ :‌ [s'aR t'Abid,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • حرکتی که در ان سر بره را می تابانند
  • زیر سر بلند ابیدن
  • سرتابیدن
  • سر
  • سُر
  • سُرّ
  • سَرّ
  • سِرّ
  • سرِ نُت
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سر تابیدن. [ س َ دَ ] ( مص مرکب ) نافرمانی کردن :
برهمنان را چندانکه دید سر ببرید
بریده به سر آن کز هدی بتابد سر.
فرخی.
گر نتابی سر ز دانش از تو تابد آفتاب
وز سعادت ای پسر بر آسمان سایدت سر.
ناصرخسرو.
جوانا سر متاب از پند پیران
که پند پیر از بخت جوان به.
حافظ.

فرهنگ معین

( ~ . دَ ) (مص ل . ) نافرمانی کردن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) نافرمانی کردن سرکشی کردن عصیان ورزیدن .

کلمات مرتبط

  • حرکتی که در ان سر بره را می تابانند
  • زیر سر بلند ابیدن
  • سرتابیدن
  • سر
  • سُر
  • سُرّ
  • سَرّ
  • سِرّ
  • سرِ نُت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات