معنی کلمه : سر بخاردن
گویش مازنی
۱برگرداندن نظر و رأی کسی – مشورت کردن ۲دچار سرزنش و سرکوفت ...
/sar beKhaarden/ برگرداندن نظر و رأی کسی – مشورت کردن - دچار سرزنش و سرکوفت شدن ۳زنی را که چندین شوهر او پی در پی مرده باشد

۱برگرداندن نظر و رأی کسی – مشورت کردن ۲دچار سرزنش و سرکوفت ...