سبعون . [ س َ ] (ع عدد، ص ، اِ) هفتاد. (منتهی الارب ).با معدود مذکر و مؤنث مساوی رفع آن به واو و نصب وجر آن به یاست . (از اقرب الموارد) : ثم فی سلسلة ذرعها سبعون ذراعاً فاسلکوه . (قرآن 32/69)....
فرهنگ عمید
هفتاد.
فرهنگ معین
(سَ ) [ ع . ] (اِ. ) عدد هفتاد.
فرهنگ فارسی
هفتاد ( اسم ) هفتاد سبعین . عبدالله بن سبعون محدث است
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی سَبْعُونَ: هفتاد ریشه کلمه: سبع (۲۸ بار)
هفت. ، . سبعون: هفتاد. ، . مراد از سبعین کثرت است نه اینکه اگر بیشتر از هفتاد استغفار کنی خواهد بخشود.