کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سباخ | کلماتور
معانی کلمه : سباخ
تلفظ بین المللی :
/sabˈɑx/
تلفظ :
[sab'Ax]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
السباخ هاهنلین
السباخ وستروالدکریز
دورفلس سباخ
دِنای نیم ساخته
دژم ساختن
دیر ساختن
ذات السباع
ر ـ ساخت
رابطۀ ساختار ـ اثر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
سباخ. [ س ِ ] ( ع اِ ) ج ِ سَبَخة. ( از اقرب الموارد ). رجوع به سبخة شود. || زمین که کشت نشده باشد و آبادان نباشد. ( از اقرب الموارد ). زمین های شوره ناک. ( غیاث اللغات ).
فرهنگ فارسی
سبخه
مترادف و متضاد
کویر، شورهزار، لمیزرع، نمکزار ≠ مزروع
کلمات مرتبط
السباخ هاهنلین
السباخ وستروالدکریز
دورفلس سباخ
دِنای نیم ساخته
دژم ساختن
دیر ساختن
ذات السباع
ر ـ ساخت
رابطۀ ساختار ـ اثر
نظرات