کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دیر-ساختن | کلماتور
معانی کلمه : دیر ساختن
تلفظ بین المللی :
/dˈir sˈɑxtan/
تلفظ :
[d'iR s'Axtan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
در اینه منعکس ساختن
در ساختن
دور ساختن
دیر سابان
هر کسی را به هر کاری ساختند مهر ان را در دلش انداختند
در ساختنی
ساختار حفره دار
ساختار عدسیدار
بررسی در ساختمان درونی فلزات
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دیر ساختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) دیر ترتیب دادن. دیر تهیه کردن :
با همه زیرکی و استادی
دیر سازم و لیک بد سازم.
علی تاج حلوایی.
فرهنگ فارسی
دیر ترتیب دادن . دیر تهیه کردن .
کلمات مرتبط
در اینه منعکس ساختن
در ساختن
دور ساختن
دیر سابان
هر کسی را به هر کاری ساختند مهر ان را در دلش انداختند
در ساختنی
ساختار حفره دار
ساختار عدسیدار
بررسی در ساختمان درونی فلزات
نظرات