کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سالخورده-و-فرتوت | کلماتور
معنی کلمه : سالخورده و فرتوت
تلفظ بین المللی :
/sɑlxˈorde vˈa fˈartuːt/
تلفظ :
[sAlx'oRde v'a f'aRtu:t]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
هالکات و سالفورد
سالخورده
سالخورده شدن
سالخورده، سالخورده
دیدار بانوی سالخورده
روزگار سپری شده مردم سالخورده
پیر سالخورده
رز سالخورده
ملاقات با بانوی سالخورده
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
decrepit
(صفت)
ضعیف و ناتوان، سالخورده و فرتوت، خیلی پیر
کلمات مرتبط
هالکات و سالفورد
سالخورده
سالخورده شدن
سالخورده، سالخورده
دیدار بانوی سالخورده
روزگار سپری شده مردم سالخورده
پیر سالخورده
رز سالخورده
ملاقات با بانوی سالخورده
نظرات