سازواری. ( حامص مرکب ) عمل سازوار. سازوار بودن. سازگاری. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). موافقت در کارها. ( برهان ). الفت. ( منتهی الارب ). سازوار آمدن. سازگار بودن. سازگارآمدن. سازنده بودن. سازش. ساختن. اتفاق. وفق. وفاق. موافقت. توافق. || موافقت در مزاج و طبع. ( برهان ). ملائمت. لئم. ( منتهی الارب ). || هم آهنگی و مطابقت و مشابهت و مناسبت. ( ناظم الاطباء ) ( اشتینگاس ) : چنانکه سازواری و ناسازواری مر ...
فرهنگ عمید
سازوار بودن، سازگاری.
فرهنگ فارسی
۱ - سازگاری الفت موافقت . ۲ - موافقت با مزاج ملایمت طبع .
دانشنامه عمومی
سازواری یا توانایی زیستی یک مفهوم محوری در شناخت نظریه تکامل می باشد. این مفهوم به تناسب میان ژنوتیپ یا فنوتیپ یک ارگانیسم زنده با زیستگاه آن اشاره دارد.Fitness (biology). (2014, December 18). In Wikipedia, The Free Encyclopedia. Retrieved 11:16, March 14, 2015, from http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Fitness_(biology)&oldid=638656571توانایی زیستی به معنی توان یک ارگانیسم برای بقا و تولید م...
suitability (اسم)شایستگی، سازگاری، سازواری، برازندگی، درخورد بودنadaptability (اسم)سازگاری، وفق پذیری، قابلیت توافق و سازش، سازواریfitness (اسم)سازگاری، سازواریsalubrity (اسم)سازگاری، سازواری، گواراییwholesomeness (اسم)سازواری، سالم و بی خطر...