ساخر. [ خ ِ ] (ع ص ) فسوس کننده . (آنندراج ). مسخره کننده . مستهزی ٔ. (تفسیر ابوالفتوح چ 2 ج 8 ص 381 و 388). استهزاکننده . خنده ستانی کننده ... تمسخر کننده . ریشخند کننده .
ساخر. [ خ ِ ] ( ع...
فرهنگ معین
(خِ ) [ ع . ] (اِفا. ) سخره کننده ، مسخره کننده .
فرهنگ فارسی
( اسم ) سخره کننده مسخر کننده استهزا کننده مستهزیئ . ناحیه یا شهر کوچکی در مشرق سیستان و در ناحیه غور و هرات بوده