کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه زیفنون | کلماتور
معانی کلمه : زیفنون
تلفظ بین المللی :
/zˈifnuːn/
تلفظ :
[z'ifnu:n]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
زیفنون صافی
زینون
زینوند
زیغنون
دامیان زیفرون
زینون دی سوزا فاریاس
زینون صیدونی
روغن تفالۀ زیتون
روغن زیتون
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
زیفنون. ( اِخ ) شهری است که عذرا را در آن شهر میخواستند بکشند و او گریخت وفرار کرد. ( از ناظم الاطباء ). رجوع به زیغنون شود.
فرهنگ فارسی
شهری است که عذرا را در آن شهر میخواستند بکشند و او گریخت و فرار کرد .
کلمات مرتبط
زیفنون صافی
زینون
زینوند
زیغنون
دامیان زیفرون
زینون دی سوزا فاریاس
زینون صیدونی
روغن تفالۀ زیتون
روغن زیتون
نظرات