کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه زیغنون | کلماتور
معنی کلمه : زیغنون
تلفظ بین المللی :
/zˈiq1nuːn/
تلفظ :
[z'iq1nu:n]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
زیفنون
زینون
زینوند
زیفنون صافی
زینون دی سوزا فاریاس
زینون صیدونی
روغن تفالۀ زیتون
روغن زیتون
روغن زیتون بکر
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
زیغنون. [ غ َ ] ( اِخ ) شهریست در دریا که عذرارا در وی بخواستند کشت. ( لغت فرس اسدی چ اقبال ص 404 ) ( از اوبهی ). نام شهری. ( ناظم الاطباء ) :
ز دریا به خشکی برون آمدند
ز بر بر سر زیغنون آمدند.
عنصری ( از لغت فرس ایضاً ).
رجوع به زیفنون شود.
کلمات مرتبط
زیفنون
زینون
زینوند
زیفنون صافی
زینون دی سوزا فاریاس
زینون صیدونی
روغن تفالۀ زیتون
روغن زیتون
روغن زیتون بکر
نظرات