Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زیر پیراهنی

تلفظ بین المللی : /zˈir pirˈɑhanˌi/ تلفظ :‌ [z'iR piR'Ahan,i]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • زیر پیراهنی زنانه
  • زیر پیراهن و زیرشلواری کوتاه
  • زیر پیراهن کشباف
  • لباس خواب یا زیر پیراهن زنانه
  • زیرپیراهنی مردانه
  • زیرپیراهنی
  • زیرپیراهن
  • زیر
  • زیر اب
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

زیرپیراهنی. [ هََ ] ( ص نسبی ، اِ مرکب ) زیرپیرهنی. زیرپیراهن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) جامه نازکی که در زیر پیراهن و روی بدن پوشند عرقگیر .

مترادف و متضاد

slip (اسم)گمراهی، باریکه، اشتباه، روکش، سهو، خطا، اولاد، ستون، نسل، لغزش، قلمه، زیر پیراهنی، خطابه خواندن، نهال، تکه کاغذ، لیزیunderclothing (اسم)زیر پوش، زیر پیراهنی، لباس زیرunderclothes (اسم)زیر پوش، زیر پیراهنی، لباس زیرhalf-slip (اسم)ژوپن، زیر پیراهنی، ژوپن یا زیر پوش زنانهundershirt (اسم)زیر پیراهنی، عرق گیرt-shirt (اسم)زیر پیراهنی، تی شرت، زیرپیراهنی مردانه، پیراهن بی یقه...

کلمات مرتبط

  • زیر پیراهنی زنانه
  • زیر پیراهن و زیرشلواری کوتاه
  • زیر پیراهن کشباف
  • لباس خواب یا زیر پیراهن زنانه
  • زیرپیراهنی مردانه
  • زیرپیراهنی
  • زیرپیراهن
  • زیر
  • زیر اب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات