زیر. (اِخ ) ابن بلخی در ذیل «زیر و کوه جیلویه » آرد: این قهست...
فرهنگ عمید
۱. [مقابلِ بالا و زبر] پایین، ته.۲. علامتی به شکل «ـِ» که در پایین حرف گذاشته می شود، کسره.۳. (صفت ) [مقابلِ بم] (موسیقی ) صدای پست و نازک، صدای باریک.* زیر لب: [مجاز] سخن آهسته، سخنی که کسی آهسته با خود یا دیگری بگوید.* زیر نگین: [مجاز] چیزی که در تصرف یا زیر فرمان شخص باشد، بیشتر دربارۀ ملک و کشور اطلاق می شود.* زیروبالا:۱. پایین و بالا.۲. [قدیمی، مجاز] سخن بی معنی و نامربوط: بالای چنین اگر در ا...
فرهنگ معین
[ په . ] (ق . ) ۱ - پایین . ۲ - صدای نازک . ،~ بار رفتن کار یا وضع سختی را پذیرفتن . ،~ پا گذاشتن بی اعتنایی کردن ، اهمیت ندادن . ، ~ چیزی را زدن آن را انکار کردن . ،~سیبلی رد کردن نادیده گرفتن .
فرهنگ فارسی
بانگ شیر مجازا بانگ کردن شتر نر و غرش وی مرد خشمناک که با صاحب خود خشونت ورزد
صدای پست ونازک، صدای باریک، مقابل بم، پایین، ته، مقابل بالاوزبر، کسره درپایین کلمه۱ - پایین تحت مقابل زبر بالا فوق . ۲ - پایین تحت مقابل روی زبر : زیر میز جای داد . ۳ - ( اسم ) قسمت تحتانی چیزی ته پایین مقابل زبر بالا فوق . ۴ - صدای پست و نازک مقابل بم . ۵ - سیم ساز . یا زیر و بالا ۱ - پایین ...
دانشنامه عمومی
زِیر (به انگلیسی: Xare) یک شکل از ورزش پیلوتای باسکی است. تجهیزات این ورزش شامل یک توپ و یک راکت تور مانند می شود. نام زمین بازی این ورزش " trinquete " می باشد . در وسط این زمین توری نصب شده است که بازیکنان باید همچون ورزش تنیس توپ را به سوی طرف مقابل دفع کنند. همچنین بازیکنان برای بازی، به کلاهی ایمنی (همچون کلاه دوچرخه سواری) نیازمندند.wiki: زیر...