زوش . [ زَ ] (ع ص ) بنده ٔ ناکس و لئیم . و عامه به ضم زاء خوانند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). بنده ٔ فرومایه و عبد لئیم . (فرهنگ فارسی معین ).
(ص .)1 - تندخو، خشمگین . 2 - نیرومند.
(زَ یا زُ) [ ع . ] (ص .) بندة فرومایه .