زنده ماندن. [ زِ دَ / دِ دَ ] ( مص مرکب ) حیات داشتن. نمردن : اگر زنده ماند همی یزدگردز هر سو بدو لشکر آیند گرد.فردوسی.تو گفتی سخن پاش و پاسخ شنواگر بشنوی زنده مانی برو.فردوسی.من پادشاهی چون محمود را مخالفت کردم و جواب دادم که کار من نیست تا مرد زنده بماند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 371 ).بدو گفت کای پشت بخت تو گوزکسی از شما زنده مانده ست نوز؟اسدی.مردم اگر زآب مرده زنده بماندی خلق نمردی هگرز بر لب جی...
دانشنامه عمومی
«زنده ماندن» تک آهنگی از گروه موسیقی موسیقی راک بی جیز است.این تک آهنگ در چارت های استرالیا، اسکاتلند، در رتبه اول و در چارت های، والونیا، فنلاند، سوئد، فرانسه، بریتانیا، اتریش، فلاندرز، بریتانیا، سوئیس، نیوزلند، نروژ، جزو ده ترانه اول قرار گرفت.wiki: موزیکال به کارگردانی سیلوستر استالونه است که در سال ۱۹۸۳ منتشر شد.۱۵ ژوئیه ۱۹۸۳ (۱۹۸۳-07-۱۵)wiki: زنده ماندن (فیلم)...
مترادف و متضاد
survive(فعل)
گذراندن، بیشتر زنده بودن از، زنده ماندن، باقی بودن، طی کردن برزیستن