زریون. [ زَ ] ( ص مرکب ، اِ مرکب ) سبز و خرم را گویند. ( برهان ) ( از جهانگیری ) ( از فرهنگ رشیدی ) ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) : همیشه بار خدایا سر تو زریون بادکه هست جان همه مردمان بتو زریون.قطران ( از جهانگیری ).آن درختی کش تو باری ، باد زریون جاودان کو بدولت باغ دانش را همی زریون کند.قطران ( ایضاً ). || گل شقایق. ( از برهان ) ( ناظم الاطباء ). گل شقایق باشد و آنرا آذریو...
فرهنگ عمید
زرگون#NAME?
= زرگون
فرهنگ معین
(زَ ) (ص مر. ) زردرنگ .
فرهنگ فارسی
زرگون ( صفت ) برنگ زر طلایی زرد فام .
فرهنگ اسم ها
اسم: زریون (پسر) (فارسی) (تلفظ: zaryon) (فارسی: زَریون) (انگلیسی: zaryon) معنی: زرگون، به رنگ زر، طلایی، سبز و خرم