زرجون . [ زَ ] (معرب ، اِ) زرگون . زرقون . سرنج . اسرنج . سلیقون . سندوقس . اسرب محروق . اسفیداج محروق . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).رنگی است که نقاشان بکار برند. رجوع به سرنج شود.
زرجون . [ زَ / زَ رَ ] (ع اِ) درخت رز یا شاخه های آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ابن البیطار گوید: معنی آن رز (کرم ) است و نیز گوید: بمعنی هیزم ر...
فرهنگ فارسی
۱ - ( صفت ) برنگ زر زرد فام طلایی زریون . ۲ - ( اسم ) درخت انگور ( مو ) زرجون . ۳ - آب باران جمع شده بر روی صخره ها و قطعه سنگهای عظیم کوهها که بر اثر حل مواد معدنی موجود در سنگها برنگ نارنجی یا زرد درمیاید . ۴ - شراب باده . ۵ - زرقون . زرگون زرقون سرنج