Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زر اندودن

تلفظ بین المللی : /zˈar ˈaːnduːdˌan/ تلفظ :‌ [z'aR 'a:ndu:d,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زر اندوده
  • زراندود
  • زراندود کردن
  • مسهای زراندود
  • زراندودکاری
  • زراندوده
  • زر
  • زَر
  • زُرْ
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

زر اندودن. [ زَ اَ دو دَ ] ( مص مرکب ) زرنگار کردن و ملمع کردن. ( ناظم الاطباء ). زراندود کردن :
نگهبان این مارپیکر درفش
زراندود برپرنیان بنفش.
نظامی.
من که مسم را به زراندوده اند
می کنم آنها که نفرموده اند.
نظامی.
رجوع به زراندود، زراندود کردن و زراندوده شود. || زراندوختن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

زر نگار کردن و ملمع کردن زر اندوختن

کلمات مرتبط

  • زر اندوده
  • زراندود
  • زراندود کردن
  • مسهای زراندود
  • زراندودکاری
  • زراندوده
  • زر
  • زَر
  • زُرْ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات