کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه زخمی-کردن | کلماتور
معانی کلمه : زخمی کردن
تلفظ بین المللی :
/zˈaxmi kˈardan/
تلفظ :
[z'axmi k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
با شاخ زخمی کردن
زخم کردن
زخمه کردن
زخمی
زخمی نشده
زخمی که تیر میکشد
زخمی شدن
دارای پاهای زخمی
پوش چنگار یاخته های پایۀ گره زخمی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
مترادف و متضاد
scotch
(فعل)
مسدود کردن، له کردن، چاک دادن، زخمی کردن، مانع غلتیدن شدن
واژه نامه بختیاریکا
رُه رَه کِردِن؛ کِل نُهادن؛تیلنیدن
کلمات مرتبط
با شاخ زخمی کردن
زخم کردن
زخمه کردن
زخمی
زخمی نشده
زخمی که تیر میکشد
زخمی شدن
دارای پاهای زخمی
پوش چنگار یاخته های پایۀ گره زخمی
نظرات