کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه زخم-جای | کلماتور
معانی کلمه : زخم جای
تلفظ بین المللی :
/zˈaxm dʒˈɑj/
تلفظ :
[z'axm dZ'Aj]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
جای زخم
جای زخم باقی گذاردن
جای زخم در صورت
جای زخم یا سوختگی
زخم
زخم آتش
زخم افکندن
زخم امدن
زخم انداختن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
زخم جای. [ زَ] ( اِ مرکب ) جای زخم. زخمگاه. محل زخم :
سر زخم جایش بکردند خشک
بریق و بقیر و بکافور ومشک.
فردوسی.
رجوع به «زخمگاه »، «زخمگه »، و «زخم » شود.
فرهنگ فارسی
جای زخم
کلمات مرتبط
جای زخم
جای زخم باقی گذاردن
جای زخم در صورت
جای زخم یا سوختگی
زخم
زخم آتش
زخم افکندن
زخم امدن
زخم انداختن
نظرات