Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زخم

تلفظ بین المللی : /zˈaxm/ تلفظ :‌ [z'axm]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • زخم آتش
  • زخم افکندن
  • زخم امدن
  • زخم انداختن
  • زخم بر زخم
  • زخم بر گرفتن
  • زخم برداشتن
  • زخم بریان
  • زخم بستن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

زخم . [ زَ ] (اِخ ) در نهایه است که نام کوهیست نزدیک مکه . (از منتهی الارب ).

زخم . [ زَ ] (ع مص ) سخت راندن کس را. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد)(از متن اللغة) (از تاج العروس ) (از ناظم الاطباء).

زخم . [ زَ خ ِ ] (ع ص ) گندیده ٔتباه شده . (منتهی الارب ). گندیده و تباه شده . (آنندراج ). گندیده . یا ...

فرهنگ عمید

۱. (پزشکی ) هر نوع شکافی که بر روی پوست ایجاد شود، جراحت.۲. [قدیمی] ضربه.۳. (موسیقی ) [قدیمی] = زخمه۴. [قدیمی، مجاز] صدایی که از ساز بلند می شود.* زخم خوردن: (مصدر لازم ) [قدیمی] زخم برداشتن، زخمی شدن، مجروح شدن.* زخم زبان: [مجاز] سخن زشت که دل کسی را بیازارد و او را رنجیده سازد.* زخم زدن: (مصدر لازم ) [قدیمی] به کسی زخم و جراحت وارد کردن.* زخم کاری: زخم سهمناک، جراحت مهلک، جراحت بزرگ که بر عضو مه...

فرهنگ معین

(زُ) [ ع . زهم ] (اِ.) (عا.) طعم و بویی که از سفیدة تخم مرغ خام یا از گوشت خام هنگام پختن در آب برآید.

(زَ) [ په . ] (اِ.) 1 - خراش یا بریدگی هر بخشی از بدن . 2 - مجروح . 3 - ضربه . ؛ به ~ کاری زدن کنایه از: برای آن کار مورد بهره برداری قرار دادن .

(زُ ) [ ع . زهم ] (اِ. ) (عا. ) طعم و بویی که از سفیدة تخم مرغ خام یا از گوشت خام هنگام پختن در آب برآید. (زَ ) [ په . ] (اِ. ) ۱ - خراش...

دانشنامه آزاد فارسی

زخم (ulcer)هر گسستگی در پوشش سطح بدن، خواه پوست یا غشای مخاطی. علت ایجاد آن ممکن است عفونت، تحریک، یا تومور باشد. ناحیۀ زخم اغلب ملتهب است. زخم های شایع عبارت اند از زخم های آفتیدر دهان، زخم معده، زخم دوازدهه، زخم بستریا زخم های فشاری، و زخم های واریسی یا عارضۀ سیاه رگ های واریسی. نحوۀ درمان زخم ها نسبت به محل آن ها متفاوت است. برای درمان، در مرحلۀ اول زخم های گوارشی تجویز دارو صورت می گیرد، البته...

فرهنگ فارسی

آزردگی وخراش یابریدگی عضوی ازاعضای بدن که از، آن خون وچرک بیاید، خراش بوسیله آلت برنده برپوست
( اسم ) طعم و بویی که از سفیده تخم مرغ خام یا گوشت خام هنگام پختن در آب بر آید .
در نهایه است که زخم نام کوهیست نزدیک مکه

دانشنامه عمومی

زخم

زخـم یا جراحت در دانش پزشکی، آسیبی است که در آن پوست خراشیده، پاره، بریده، سوراخ یا دریده شود یا بعلت یک تروما با اینکه پوست سالم مانده ولی در زیر آن آثار قرمزی یا کبودی دیده شود.حرف E: برای قطر ورودی زخم به سانتیمتر.حرف X: برای قطر خروجی زخم به سانتیمتر.حرف C: عمق جراحت در حدود دو انگشت.(با بله یا خیر پاسخ داده می شود)حرف F: برای عنوان شکستگی همراه جراحت. عدد صفر برای پاسخ منفی٬ عدد یک ...

گویش مازنی

زخم

/zaKhm/ زخم

گویش اصفهانی

تکیه ای: zaxm
طاری: zaxm
طامه ای: zaxm
طرقی: zaxm
کشه ای: zaxm
نطنزی: zaxm

مترادف و متضاد

زخم

جراحت، جریحه، خراش، خستگی، ریش، ضرب، قرح، ناسور، نیش

sore (اسم)ریش، جای زخم، زخم، جراحت، دلریش کنندهulcer (اسم)ریش، زخم، زخم معده، قرحهgash (اسم)لاف، بریدگی، جای زخم در صورت، زخمlesion (اسم)غبن، خسارت، اسیب، زخم، جراحتtrauthorma (اسم)ضغطه، اسیب، زخم، ضربه روحی روان اسیب، روان زخمscotch (اسم)خراش، چاک، اسکاتلندی، زخم، نوار چسب اسکاچwound (اسم)خستگی، ضرر، زخم، جراحت، جریحه...

واژه نامه بختیاریکا

تَل رُه؛ زَم؛ تلیش

کلمات مرتبط

  • زخم آتش
  • زخم افکندن
  • زخم امدن
  • زخم انداختن
  • زخم بر زخم
  • زخم بر گرفتن
  • زخم برداشتن
  • زخم بریان
  • زخم بستن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات