زجل . [ زَ ج ِ ] (ع ص ) مرد بلندآواز. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). آنکه از شادی بانگ بلند بر آورد. (از متن اللغة). و رجوع به قاموس و تاج العروس شود. || بازی کننده . لاعب . (از متن اللغة). رجوع به قاموس و تاج العروس شود...
فرهنگ عمید
آواز.
فرهنگ معین
(زَ جَ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) آواز خواندن . ۲ - (اِ. ) آواز. ۳ - طرب ، نشاط . ۴ - نوعی شعر.
فرهنگ فارسی
( صفت ) مرد بلند آواز . بازی آواز غوغا نشاط و طرب فریاد بلند بارانی که با بانگ رعد فرود آید