زاجل . [ ج َ ] (اِخ ) نام اسب زیدالخیل . (منتهی الارب ).
زاجل . [ ج َ ] (ع اِ) منی نر یا منی شترمرغ نر. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). || آبی که از دبر شترمرغ در ایام حضانت بیضه فروریزد. (منتهی الارب ). و رجوع به اقرب الموارد و رجوع به زاجل در این لغت نامه شود. || نوعی از داغ گردن . (اقرب الموارد). || چوب سربند مشک . || حلقه ٔ آهن بن نیزه . || ق...
فرهنگ معین
(جِ ) [ ع . ] ۱ - (اِفا. ص . ) مرد بلند آواز. ۲ - (اِ. ) یکی از آهنگ های موسیقی .
فرهنگ فارسی
۱ - ( صفت اسم ) مرد بلند آواز . ۲ - ( اسم ) یکی از آهنگهای موسیقی . نام اسب زید الخیل ( ز آجل ) ضعیف مرد سست اندام و ضعیف