Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ریز مریز

تلفظ بین المللی : /rˈiz mˈariz/ تلفظ :‌ [R'iz m'aRiz]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • اقلا م ریز
  • ریزمریز
  • ریزریز
  • ریز
  • ریز باف
  • ریز بافت
  • ریز بیز
  • ریز بینی
  • ریز دندانه ای
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ریزمریز. [ م َ ] ( ص مرکب ، از اتباع ) مرد ضعیف و لاغر. ( ناظم الاطباء ). مرد لاغر و نحیف. ( آنندراج ). || نوعی از خیار. ( ناظم الاطباء ). نوعی خیار که به عربی ضغبوس خوانند. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

مرد ضعیف و لاغر . مرد لاغر و نحیف

کلمات مرتبط

  • اقلا م ریز
  • ریزمریز
  • ریزریز
  • ریز
  • ریز باف
  • ریز بافت
  • ریز بیز
  • ریز بینی
  • ریز دندانه ای
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات