معانی کلمه : رگبار
لغت نامه دهخدا
رگبار.[ رَ ] ( نف مرکب ، اِ مرکب ) بارانی که قدری ببارد و بعد بایستد. ( فرهنگ نظام ). باران تند و درشت قطره که غالباً مدت آن کوتاه باشد. ( یادداشت به خط مؤلف ).
فرهنگ عمید
۱. باران تند با قطره های درشت، باران شدید و کم دوام.
۲. (اسم مصدر ) شلیک یک نوار گلوله به وسیلۀ مسلسل.
۲. (اسم مصدر ) شلیک یک نوار گلوله به وسیلۀ مسلسل.
فرهنگ معین
(رَ ) (اِمر. ) ۱ - باران تند و شدید. ۲ - شلیک پیاپی گلوله .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
باران تندوقطره های درشت، باران شدیدوکم دوام
( صفت اسم ) ۱ - باران تند با قطرات درشت که معمولا کم دوام است . ۲ - شلیک نواری از گلوله بوسیله مسلسل .
( صفت اسم ) ۱ - باران تند با قطرات درشت که معمولا کم دوام است . ۲ - شلیک نواری از گلوله بوسیله مسلسل .
دانشنامه عمومی
نقل قول
رگبار (فیلم ۱۳۵۱). رگبار فیلم ایرانی و نخستین فیلمِ بلندِ بهرام بیضایی است که به سال ۱۳۵۱ ساخته شد.
•
•
wikiquote: رگبار_(فیلم_۱۳۵۱)
گویش اصفهانی
تکیه ای: regbâr
طاری: ragbâr
طامه ای: esbiyavârun
طرقی: espiyavârun
کشه ای: regbâr
نطنزی: ragbar /espiyavârun
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
{shower} [علوم جَوّ] بارشی از ابر همرَفتی همراه با آغاز و پایان ناگهانی و تغییر سریع در شدت
{shower} [فیزیک] ← رگبار پرتو کیهانی
{shower} [فیزیک] ← رگبار پرتو کیهانی
