کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه روییده | کلماتور
معانی کلمه : روییده
تلفظ بین المللی :
/rujˈideː/
تلفظ :
[Ruj'ide:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
روییده شده بر روی ساقک
گیاهی که در زیر درختی روییده
روبیده
رویدیه
روینده
رویید نگاه
روییدن
روییدنی
روییدگی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
روییده. [ دَ / دِ ] ( ن مف / نف )رُسته. نموکرده. سبزشده و برآمده. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
رسته، گیاهی که از زمین سر درآورده و سبز شده.
فرهنگ فارسی
رسته و نمو کرده و سبز شده و بر آمده
مترادف و متضاد
grown
(صفت)
رسیده، رشد کرده، سبز شده، روییده، جوانه زده
کلمات مرتبط
روییده شده بر روی ساقک
گیاهی که در زیر درختی روییده
روبیده
رویدیه
روینده
رویید نگاه
روییدن
روییدنی
روییدگی
نظرات