روییدن. [ دَ ] ( مص ) رُستن و نمو کردن و سبز شدن و بالیدن و ترقی کردن. ( ناظم الاطباء ). نمو کردن نباتات. بالیدن. ( فرهنگ فارسی معین ). مصدر دوم از رُستن. بردمیدن نبات. سبز شدن. سر زدن از زمین. برآمدن از زمین. ( از یادداشت مؤلف ) : گیاهی که روید از آن بوم و برنگون دارد از شرم خورشید سر.فردوسی.همیشه تا ز درخت سمن نروید گل برون نیاید از شاخ نارون نارنگ.فرخی.هند چون دریای خون شد چین چو دریابار اوزین...
فرهنگ عمید
۱. سبز شدن و برآمدن گیاه از زمین، رستن، نمو کردن. ۲. رشد کردن بعضی از اجزای بدن: روییدن مو. ۳. [مجاز] بیرون آمدن چیزی از چیز دیگر: از گردنش سری دیگر رویید. ۴. [مجاز] به وجود آمدن، ایجاد شدن. ۵. (مصدر متعدی ) [قدیمی] رویاندن، پروردن.
فرهنگ معین
(دَ ) (مص ل . ) ن مو کردن ، رشد کردن .
فرهنگ فارسی
رستن، سبزشدن، بر آمدن گیاه اززمین، نموکردن ( مصدر ) ( رویید روید خواهد رویید بروی روینده رویان روییده رویش ) ۱ - نمو کردن نباتات . ۲ - رشد کردن بعضی انساج حیوانی : روییدن دندانها روییدن موها . رستن و نمو کردن و سبز شدن و بالیدن و ترقی کردن .
مترادف و متضاد
رویش، نشو، نما، نمو
grow(فعل)
بزرگ شدن، زیاد شدن، شدن، عمل امدن، بالیدن، ترقی کردن، کاشتن، رستن، رشد کردن، سبز شدن، سبز کردن، گشتن، روییدن، رویانیدن، برزگ شدن
vegetate(فعل)
روییدن
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] روییدن به معنای رستن از زمین و رشد بعض اعضای بدن است که به مناسبت در بابهای تجارت، حجر، نکاح، اطعمه و اشربه، قصاص و دیات از آن سخن گفته اند.برآمدن رستنی از زمین و سبز شدن و همچنین رشد کردن بعضی اجزای بدن، مانند مو و دندان را روییدن می گویند.احکام روییدن← خرید و فروش سبزیجات قبل از رویش ۱. ↑ جواهر الکلام ج۲۴، ص۷۹. ...wikifeqh: روییدن...