روا. [ رِ ] (اِ) بارداری . برومندی . || فراوانی . بسیاری . (از اشتینگاس ) (ناظم الاطباء).
ریسمانی که با آن بار را بر پشت ستور میبستند.
۱. حسنمنظر؛ صورت زیبا.
۲. زیبایی؛ جلوه؛ جمال.
[رُوا] چهره، منظر
(تلفظ: ravā) جایز ، لایق ، سزاوار ، شایسته ؛ ]اگر به کسر ' ر' (رِوا) خوانده شود به معنی بارداری ، برومندی، فراوانی و بسیاری میباشد ؛ این کلمه در عربی نیز با واژهی ' رُوا '/rovā/ به معنی چهرهی زیبا ، زیبایی و جمال هم نویسه است[.
روباه.
جایز، حق، حلال، سزاوار، شایست، شایسته، مباح، مجاز، مشروع، معقول ≠ ناروا
رواگ