Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ره نشین

تلفظ بین المللی : /rˈah nˈeʃin/ تلفظ :‌ [R'ah n'eSin]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • عیسی ره نشین
  • رونشینی
  • راهنشین
  • ره
  • ره افتادن
  • ره اموز
  • ره انجام
  • ره اور
  • ره اورد
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ره نشین. [ رَه ْ ن ِ ] ( نف مرکب ) گدای سر راه. ( از آنندراج ) ( از برهان ) ( از انجمن آرا ) ( ناظم الاطباء ) : ای به درگاه تو قصه برسان صاحب رای ره نشین سرکوی کرمت حاتم طی.انوری ( از انجمن آرا ).به خواری منگر ای منعم ضعیفان و نحیفان راکه صدر مجلس عشرت گدای ره نشین دارد.حافظ.صاحب غیاث اللغات این ترکیب را بکار برده است :طبیب ره نشین. || مردم غریب بی خانمان. ( ناظم الاطباء ) ( از برهان ) ( از آنندرا...

فرهنگ عمید

راه‌نشین#NAME?

= راه نشین

فرهنگ معین

(رَ نِ ) (ص فا. ) نک راه نشین .

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آنکه در کنار راه نشیند . ۲ - گدای سر راه . ۳ - بی خانمان . ۴ - غریب یا حکیم راه نشین . یا حکیم راه نشین متطببی که در کنار خیابانها مینشست و مردم را با دادن بعض حبوب مداوا میکرد .
گدای سر راه . یا مردن غریب بی خانمان .

کلمات مرتبط

  • عیسی ره نشین
  • رونشینی
  • راهنشین
  • ره
  • ره افتادن
  • ره اموز
  • ره انجام
  • ره اور
  • ره اورد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات