ره انجام. [ رَه ْ اَ ] ( اِ مرکب ) زاد و راحله و اسباب سفر از مرکب و مال سواری و جز آن. ( ناظم الاطباء ) ( از برهان ) : به منزل رسانده ره انجام راگرو برده هم صبح و هم شام را.نظامی. || مرکب و مال سواری. ( ناظم الاطباء ). مرکب. ( غیاث اللغات ). بعضی گویند به معنی مرکب است مطلق ، چه ، معنی انجام به نهایت رساننده و به آخرآورنده است و مرکب راه را به نهایت می رساند پس این معنی بهتر باشد. ( برهان ). || پ...
فرهنگ عمید
اسب تندرو: تنوری چنین گرم دربندمان / ره انجام را گرم تر کن عنان (نظامی: لغت نامه: ره انجام ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) زاد و راحله و وسایل سفر از مرکب و توشه . یا ره انجام روحانی مرکب سواری شب معراج رسول اکرم براق .