Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رنجوری

تلفظ بین المللی : /randʒˈuːri/ تلفظ :‌ [RandZ'u:Ri]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • روان رنجوری
  • جهان رنجوری
  • رنجور
  • رنجور داشتن
  • رنجور دل
  • رنجور شدن
  • رنجور کردن
  • رنجوردار
  • رنجورگونه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

رنجوری. [ رَ ] ( حامص مرکب ) بیماری.دردمندی. ضعف. ناتوانی. ( ناظم الاطباء ) :
گفت پیغمبر که رنجوری به لاغ
رنج آرد یا بمیرد چون چراغ.
مولوی.
|| آزردگی. ( ناظم الاطباء ). دل آزردگی. || ملالت. غمگینی. اندوهگینی. دلگیری :
اگر امید رنجوری نماید
ز نومیدی بسی نومیدی آید.
( ویس و رامین ).

فرهنگ عمید

بیماری، دردمندی.

فرهنگ فارسی

بیماری دردمندی ضعف

کسالت و ناخوشی ناشی از بیماری یا به دنبال آن

مترادف و متضاد

آزردگی، بیماری، عارضه، علیلی، مرض

affliction (اسم)
درد، مشقت، رنج، مصیبت، رنجوری، شکنجه، پریشانی، سیاه بختی، غم زدگی

فرهنگستان زبان و ادب

{morbidity} [پزشکی] کسالت و ناخوشی ناشی از بیماری یا به دنبال آن

کلمات مرتبط

  • روان رنجوری
  • جهان رنجوری
  • رنجور
  • رنجور داشتن
  • رنجور دل
  • رنجور شدن
  • رنجور کردن
  • رنجوردار
  • رنجورگونه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات