کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه رقیق-کردن | کلماتور
معانی کلمه : رقیق کردن
تلفظ بین المللی :
/rˈaq1iq1 kˈardan/
تلفظ :
[R'aq1iq1 k'aRdan]
پیمایش سریع
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
رقیق
رقیق الفکر
رقیق القلب
رقیق کننده
رقیق سازی
رقیق شدن
رقیق شدگی
رقیق قیروانی
میزان رقیق سازی
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
دانشنامه آزاد فارسی
این معنی را بیشتر بخوانید
رقیق کردن (dilution)فرآیند کاهش غلظت یک محلول، با افزودن حلال. معمولاً میزان رقّت، حجم نهایی محلول را نشان می دهد. پنج برابر رقیق ترکردن به معنی افزایش مقداری از حلال است که حجم نهایی را به پنج برابر حجم اولیه برساند.wikijoo: رقیق_کردن...
فرهنگ فارسی
کاستن از غلظت و قدرت محلول یا مخلوط
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
attenuate (فعل)سبک کردن، لاغر کردن، رقیق کردن، ضعیف شدن، نازک کردن، تقلیل دادن، دقیق شدن، معتدل کردن، تضعیف کردنthin (فعل)کم کردن، لاغر کردن، رقیق کردن، نازک کردن، کم پشت کردنdilute (فعل)رقیق کردن، ابکی کردنextenuate (فعل)تخفیف دادن، خرد کردن، خرد ساختن، کم کردن، رقیق کردن، نازک کردن، کم تقصیر قلمداد کردن، کاستن از، کوچک کردن، کم ارزش قلمداد کردنrarefy (فعل)تصفیه کردن، رقیق کردنrarify (فعل)رقیق کر...
فرهنگستان زبان و ادب
{dilute} [زیست شناسی-میکرب شناسی، شیمی، علوم دارویی] کاستن از غلظت و قدرت محلول یا مخلوط
کلمات مرتبط
رقیق
رقیق الفکر
رقیق القلب
رقیق کننده
رقیق سازی
رقیق شدن
رقیق شدگی
رقیق قیروانی
میزان رقیق سازی
نظرات